صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
415
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
اين است ؛ تنها به اصلاح اوّل آن ، اصلاح خواهد شد . ما امروزه امر پايانى آن را ، چنان كه پيامبر ( ص ) فرمود ، ملاحظه مىكنيم : « بر مردم روزگارى خواهد آمد كه قرآن در دل مردم همچون لباس بر بدن كهنه مىگردد ؛ تمام كارشان اميد بستن است و هيچ ترسى ندارند . اگر يكى عمل نيكى كند مىگويد از من پذيرفته مىشود و اگر بدى كند ، مىگويد ، مرا مىبخشد . » غزالى پس از اين ، به تفصيل ، به بيان انواع و اقسام فريبخوردگان مىپردازد و از هر قسم نمونههايى همراه با آيات و احاديث و سخنانى از زاهدان و حكيمان و صوفيان ارائه مىكند . به نظر او ، فريبخوردگان بر چهار دستهاند : گروه اول ، اهل علم ، كه غرورشان به اين است كه در علوم شرعى و عقلى زياد خود را مشغول كردهاند و از توجّه به جوارح و به اطاعت واداشتن آنها غافل شدهاند و گمان آنها ، آنها را فريب داده است به اين كه علم گستردهءشان آنها را به مكانى دور از عذاب خدا خواهد برد و به خاطر احترامى كه نزد خدا دارند آنها را به گناهشان مؤاخذه نخواهد كرد ؛ و همچنين بر اين باورند كه آنها از كسانىاند كه شفاعت آنها دربارهء مردم پذيرفته مىشود . در زيرمجموعهء اين گروه ، انواع عالمان مثل متكلمان ، واعظان ، فقها و قضات را جاى مىدهد . براى غرور ، راهى به همهء اين انواع وجود دارد كه با راههاى ديگر در ظاهر و شكل و روش هماهنگ نيست . امّا گروه دوم كه همان عابدان و اهل عملند ؛ كسانى كه فريبشان در نماز است ، و كسانى در تلاوت قرآن ، و كسانى در حج ، و عدّهاى در جهاد ، و عدّهاى در زهد ، كه ما به بيان يكى از اين انواع ، كه در آن تذكّرى است براى كيفيّت غرور ( فريب ) در انواع ديگر ، بسنده مىكنيم . آنانى كه به قراءت قرآن فريب خوردهاند ؛ زبان يكى از آنها به تلاوت مشغول است ولى دلش در وادى آرزوها سرگردان ؛ چون در معانى قرآن نمىانديشد تا از نهىهاى آن نهى پذيرد و از پندهاى آن پند ، و در برابر امر و نهى آن بايستد و از عبرتهاى آن عبرت بگيرد . و ديگر فايدههاى زيادى كه قارى قرآن آنها را مىتواند كسب كند ؛ امّا فريب آنها در اين گمان و خيال رفتن است كه اداى مخارج حروف و كلمات آن كافى است ، بلكه از فهم معانى عميق آن و فرورفتن به اسرار دقيق آن ، بى نيازند . در گروه سوم ، صوفيان و انواع متعدد آنها جاى مىگيرند . كسانى از آنها مدّعى معرفت ، مشاهدهء حق و رسيدن به مقامات و احوال و ملازمت شهود و وصل به قربند ، و از